تمامِ آســـــمون
با نام او

یه فیلم خوبی  که دیدم
" کتاب قانون " بوده ، از جهات مختلف.
تویه این فیلم یه دو بیت شعر خونده شد که
خیلی هم جالب و زیبا و دلنشین بود.

یکی از اون بیت ها، مربوط به یک غزل
از مولانا بود
که چند تا بیتش اینه ...

تشریف بیارید ادامه ی مطلب ...


"گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست"

بعله! هر بار که به کسی میگی "برو" 
واقعا معنیش "رفتن" نیست !
"گفتی ز ناز

با دقت بخون خانم !
حتی ممکنه بعضی آقایون هم 
همینطور باشند!
شاید منم اینطور باشما.

گاهی وقتی می شنوی "برو"
یعنی حق نداری بری!
یعنی خودت رو ثابت کن!
یعنی جاتو محکم تر کن!
یعنی تو یه راه چاره ای پیدا کن!



"وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست"

و

"والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست"


یاعلی









نوع مطلب : دل گفته، وقایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

گر سینه شود تنگ
خــــدا با ما هست
گرپای شود لنگ،
خــــدا با ما هست
دل را به حریم عشق بسپار و برو
فرسنگ به فرسنگ
خــــدا با ما هست

مدیر وبلاگ : آسمون آبی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :