تبلیغات
اینجا بخشی از آسمانِ آبی پیداست - اقدامات امنیتی/حضرت‌فاطمه ۲
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

اقدامات امنیتی/حضرت‌فاطمه ۲

با نام او

شاید مطلب خیلی بلندی نشه
ولی در جهت آشنایی بیشتر‌ شماست همسر‌ محترم‌ آینده
یا محترم همسرِ آینده ! یا همسر آینده محترم :|
با حضرت‌فاطمه!
گرچه شاید خواهرم خیلی محبتشون رو بروز ندن
ولی خب داداشش هستم‌ دیگه
روم‌ حساسه

ادامه مطلب ...


از جمله‌ نشونه های حساسیت ایشون چیه؟
اینه که امروز ؛ یعنی در واقع صبح چهارشنبه 
برای کاری بردمشون مدرسه شون
بعد چون احتمال می دادن که اون دوست صمیمی شون 
سپیده خانم امروز بیان‌ مدرسه 
و یا اینکه یکی دیگه از دوستاشون تویه مدرسه باشن
دویست متر مونده به مدرسه بهم گفتن نگه دار
پیاده شدن و گفتن برو خیلی جلوتر از در مدرسه وایستا
:/
منو میگی متحیر ازین رفتار! البته سابقه داشتن در این مورد 
ولی خب این بار خیلی شدید تر و امنیتی تر بود 
منم خیلی بحث نکردم و همون کاری که گفتن رو انجام دادم

ایشون اصلا دلش نمیخواد هیچ کدوم از دوستاشون منو ببینن

یه مدتی با این سپیده خانم بهم زده بودن
و با اکانت اینستای من پروفایل اون خانم رو چک می کردن

دیروز جلو چشم خودشون زدم پروفایل اون خانم رو دیدیم
بعد من همینجوری الکی زدم رو دکمه " فالو کردن " 
گوشی رو از دستم گرفت و سریع زد لغوش کرد
:))

گفت مطمئن باش اسمت رو ببینه می فهمه داداش منی
گفتم خب بذار فالو کنم ، لایک کنه ، لایک کنیم ، آشنا شیم خب

یعنی داشت خودشو میکشت !
گفت داداش ! ببینم تو بهش پیام دادی یا اون بهت پیام داده
یا فالو کردیش و ... 
دیگه نگات نمی کنم. 
گفتم چشم ! اصن هیدن می کنم پروفایلش رو ! بلاک هم کردم اونو
آدم خواهرشو نباید واسه این چیزا حرص بده خب

به هیچ وجه خواهرم نمی خواد که دوستاش منو پیدا کنن .
یکی از دلایلی که تویه اینستا درخواست فالو کردن منو نمی پذیره همینه اصن
میترسه دوستاش پیدا کنن :)))

خب خواهر من؟ انقدر تعریف نمی کردی پیش دوستات از من .

اون دفعه قرار بود برن خونه ی یکی از دوستاش برای عیادت
من قرار بود ببرمشون

بعد گفتم فلان دوستت هم هست ؟ چون یه اکیپ 4،5 نفره دارن که معمولا همیشه با همن

بعد گفت نه سارا خانم نمیاد.

بعد خودشون فرمودن : البته اگر می دونست تو قرار من رو برسونی می اومد :))


حتی یادمه چند باری تویه تلگرام، پیام های فوروارد شده ی من رو هم براشون نمی فرستاد
میگفت نمی خوام پیدات کنن


فکر کنم قبلا گفتم که این خانم سپیده ، روز و ماه تولدشون با من یکیه 

ظاهرا دیشب اون دختره از ایشون پرسیده بود : داداشت بِخواستی داره ؟ 
یعنی کسی رو می خواد ؟
خواهرم گفتن یخورده مشکوکه .
بعد اون خانم گفتن : خب تعریف کن بخندیم .
بعد خواهرم گفتن : اَعوووو ، به بِخواستی داداش من میخوای بخندی ؟
مگه خنده داره؟


بعد امروز به من گفتن ، داداش بیا همین سپیده رو بگیر!

 بهش گفتم تو نمی ذاری من فالو کنم اونو 
بعد میگی بیا بگیریش؟ :|

گفت آره راس میگی .  ما همین الانشم کلی دعوا داریم با هم .
چه برسه که زن داداشم بشه .


من که هیچ مشکلی با این رفتارای خواهرم ندارم.
اصن خوبه به نظرم . همینجوری حواسش بهم باشه .
:)

اصن اینکه حواس یکی بهتون هست، خب نشونه ی خیلی خوبیه !
نشونه ی علاقه نیست پس چیه ؟
البته از نقش بازی کردن هم خوشم نمیاد.
یعنی یکی باشه واقعا حواسش بهت باشه، نه الکی غیرتی بازی در بیاره 
و از حس تملک حرف بزنه واست و حساس باشه روت 
واقعی باشه .


یاعلی 


نوشته شده توسط :آسمون آبی
پنجشنبه 21 تیر 1397-01:44 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر