تبلیغات
تمامِ آســـــمون - مکالمه خیالی 4
تمامِ آســـــمون
جمعه 19 مرداد 1397 :: نویسنده : آسمون آبی
با نام او


در حال نوشتن مطلب قبلی
یهو یه مکالمه ی خیالی دیگه به ذهنم اومد 

داشتم فکر می کردم یه روزی از بیرون خونه میام
یا مثلا نشستم توو خونه ، وسط حرف زدنمون
یا وسط مطالعه 
ازون مردا نیستم بشینم بیخودی پای تلویزیون ها
وسط کمک کردن به تو تویه آشپزخونه
وسط بازی کردن با بچمون 

یهویی بهت میگم ...


ادامه مطلب ...



یهویی بهت میگم 
پاشو بریم خونه مادرم !

تو البته شاکی نمیشی و عصبانی هم نمیشی

ولی بهم میگی ، خب همین چند ساعت پیش اونجا بودی.
یا مثلا میگی دیشب با هم اونجا بودیم.

منم بهت میگم خب چه ربطی داره !
دوس دارم بریم خونه مادرم. 
لطفا حاضر شو بریم که دلم براش تنگ شده

بعد میگی بهم ، لازمه منم بیام باهات؟

منم میگم بله که لازمه . مادر شماهم هستا.


تو هم خب انقدر همسر عاقل و مهربونی هستی که میگی باشه
چند دقیقه بهم مهلت بده تا آماده شم.

بعدش من از داشتن تو خداروشکر می کنم و می شینیم توو ماشین که بریم

و تو یهو به خودت میای و می بینی که ما داریم میریم سمت خونه ی مادرجان شما

:)

با تعجب می پرسی مگه نگفتی بریم خونه ی مادرم؟

گفتم خب بله داریم می ریم پیش مادرم

بعد ازم میپرسی، یعنی تو دلت برای مادر من تنگ شده بود که گفتی ؟

منم میگم بله جان .
ممکنه تو دلت تنگ نشده باشه، اما دل من برای خنده ها و صدا و صورت ماه مادرت تنگ شده.




میریم مادرمو ببینم خیالم راحت شه.
دلم خنک شه خب .

میریم ببینمش، یه بار دیگه بهش بگم "مرسی"
هیشکی متوجه نمیشه من  اون مرسی رو برای چی گفتم
فقط بذار تو بدونی . که بهش میگم "مرسی" برای اینکه 
تو رو به دنیا اورده
تو رو تربیت کرده
و تو رو به دست من سپرده

و بعد بر میگردیم خونه .

من قدر اونی که یکی مثل تو رو 9 ماه در وجودش تحمل کرده
یکی مثل تورو بزرگش کرده
پرورش داده
 خواهم دونست.

این یه مطلب برای مادرت.

این هم یه زنِ دیگه توو زندگی من


یاعلی








نوع مطلب : مکالمه خیالی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 مرداد 1397 10:33 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
آسمون آبی خیلی‌ممنونم‌از لطفتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

این وبلاگ توضیحاتی هست از "آسمون" برای همسر آیندم که وجود نداره فعلا و نمیشناسمش. اینجا من زندگی و همسر آیندم رو ترسیم می کنم و خودم رو برای او توضیح میدم و از حالات و وقایعی که روزگار برام پیش میاره می نویسم. به صفحه ی اینستاگرام من هم می تونید سر بزنید.
@asemonie74_m_asadi
آماده ی شنیدن نظرات شما برای بهتر فکر کردن و درست تر اندیشیدن هم هستم با کمال میل. :)
مدیر وبلاگ : آسمون آبی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :