تبلیغات
اینجـــــــــــــا آسمان آبیســــــــت - برف
" هرچیزی که در جستن آنی، آنی"
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

برف

با نام او

حس خوب و دیوونگی ینی
دو و نیم شب بزنی بیرون از اتاق
با دمپایی بیای روی برفایی که امروز اومده
برای اینکه پاهات توو برف فرو نره
پا بذاری جا پای بقیه
هدفون و آهنگ توهم میثم ابراهیمی
و یه حال عجیب و غریب



و این مطلب رو همین الان نقد بنویسی
الان روی برفا وایستادم
روبروی میلاد
زیر سقف آسمون و یه نگاه به شهر و یه نگاه به ستاره ها
چراغ گوشیم روشنه و برف ها میدرخشن زیر نورش
و منم خوشحالم که الان اینجا تنهام
با این برف و این یخ زدن و این حس خوب و لب خندون 
مثل فنر ریز ریز بالا پایین میپرم 
دستام داره یخ میزنه و به سختی می نویسم
الان بازیگوشیم گل کرده و دنبال یکی ام که برف بریزم توو یقش
ولی آدمیزاد نیست اینجا
بریزم توو یقه ی خودم ایا؟
خودم خودمو اذیت کنم
اوه دستممم :|
یکم برف گرفتم توو دستم
گوله کردم و پرتش کردم
دل ندارم برف بزنم توو صورتت
دلشو ندارم اصن میزنم به لباسات فقط
اصن ینی چی برف بزنم توو صورتت
فقط توو یقه والسلام
:))
شب برفیم بخیر
نمی تونم سر و شکل بدم متنو و فونتشو تنظیم کنم
فردا درستش میکنم.
برم که منجمد شدم
:)
پاهام از دست رفتتتت
با دمپایی آخه؟

یاعلی



نوشته شده توسط :آسمون آبی
جمعه 14 دی 1397-02:28 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر