تبلیغات
اینجا بخشی از آسمانِ آبی پیداست - جمله طلایی 1
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

جمله طلایی 1

با نام او


گاهی توو گفتگو هاتون جملات ارزشمندی می شنوین
که باید بهشون گفت جمله ی طلایی
و خب مشخص نیست که چه زمانی و توسط چه کسی اون جمله به گوش شما برسه
ولی خب شک نکنید اون جمله برای شماست
شاید خود اون فرد بهش خیلی توجه نداشته باشه
یا برای تغییر دادن زندگی شما اون رو نگفته باشه
اما اون جمله هه برای شما مهم میشه 

ادامه مطلب ...


منم یه بخش جدید اضافه می کنم به وبلاگ
با عنوان " جمله طلایی " 
سعی می کنم ازین به بعد به حرفای دیگران بیشتر دقت کنم
و این جملات رو برای خودم اینجا نگه دارم
شاید برای شما هم مهم و با ارزش بود 


پس اولین جمله ی طلایی رو اینجا میارم
چیزی که مستقیما با این وبلاگ و فلسفه ی وجودیش در ارتباطه ...

چند وقت پیش با عزیزی گفتگو می کردم 
حرفایی که بینمون رد و بدل میشد ، به اینجا رسید که اون دوستِ محرم
این جمله ی طلایی رو گفتن!

" اگه قراره آدما بعد ازدواج تنها باشن، پس چرا ازدواج می کنن ؟ "


اذان شده ! بریم نماز و برگردیم

داشتم میگفتم! وسط حرفای این دوست عزیز، این جمله نظر منو جلب کرد
و دیدم چقدر با وبلاگ من در ارتباطه !
چون در واقع فلسفه ی وجودی وبلاگ منم  همینه !
بله آدم اگر ازدواج کنه و تنها بشه فایده ای نداره
و این تنهایی چقدر می تونه مراتب و معنای مختلف داشته باشه
به اندازه ی وسعت زندگی  این حرف و تنهایی هم می تونه وسیع باشه

یکی میخواد اینطوری معنی کنه که وقتی ازدواج کنی 
و نتونی در روابط زناشویی موفق باشی یا به نیازهای مشترک با حیوان پاسخ بدی
انگار تنهایی ! پس چه فایده که ازدواج کنی ؟

یکی میخواد اینطوری معنا کنه که وقتی ازدواج کنی
اما عواطف و احساساتت به خوبی پاسخ داده نشه 
انگار تنهایی ! پس چه فایده که ازدواج کنی؟
یا بهتره بگیم چه فایده که ازدواج کردی ؟

اما آیا وقتی این دوتا نیاز برطرف بشه ، احساس تنهایی برداشته میشه ؟

اگر فردی مخاطب ثابت وبلاگ باشه
یا معصومه خانم شما که مجبوری همه ی مطالب رو بخونی
کاملا تلاش های آسمون رو می بینه که برای فرار کردن از کدوم نوع تنهایی هست

فلسفه ی وجود این وبلاگ و مطالبش در واقع جلوگیری از اتفاق افتادن همین تنهاییِ بعد از ازدواج هست
امروز داشتم فکر می کردم، و یاد یه مطلبی افتادم  که این روزها خیلی از دختر و پسرای جوون 
بهش مبتلا شدن و گرفتارش
این بود اون مطلبه 

"  سال = 12 ماه
قرن = 100 سال
هزاره = 1000 سال 
با همدیگه تا ابد = 6 ماه "

بله ! خیلی اول ازدواج یا رابطه، حرف از با هم بودن تا ابد رو میزنن
اما این ابد فقط 6 ماه و کمتر عمر داره!
خب این مصیبت عوامل زیادی داره
ولی وقتی نگاه می کنید می بینید بر اثر تنهایی اتفاق میافته

جذابیت های عاطفیِ یک رابطه، برای مدت کمی می تونه آدمهای متفاوت رو کنار هم نگه داره
ولی بعدش باید با "اخلاق" و "رفتار" و " عقاید" همدیگه زندگی کنیم و تعامل

منم توو این وبلاگ به دنبال رفع این تنهایی نوع سوم هستم
تحمل کردن تنهایی نوع اول و دوم سخته
و دومی به مراتب سخت تر
چون مثل عصب های دندون، مستقیما به مغز وصله
( البته از لحاظ علمی این درست نیست، چون عصب دندون به مغز وصل نیست مستقیما)
تنهایی نوع دوم مستقیما به انسانیت ما وصله 

اما تنهایی نوع سوم خیلی سخت تر و طاقت فرسا تره
چون دقیقا انسانیت مارو تشکیل میده

تنهایی نوع دوم یعنی یه " هم صحبت " نداشته باشی
یه هم صحبت مهربون که محبت کنه

اما تنهایی نوع سوم، یعنی یه "همدل" نداشته باشی
و می دونید که " همدلی از همزبانی بهتر است "

من توو این وبلاگ از ایده آل صحبت نمی کنم
از آرمان حرف نمی زنم.
فقط دنبال احدی مثل خودم هستم
و این که من اینجا هستمو این عقاید و نظرات رو دارم
یعنی یک مثال نقض برای همه ی کسانی که ممکنه بگن
" آدمی مثل تو نیست "
هست ! هست آدمی که همونطور که برای من این مسائل خیلی عجیب و غریب نیست
برای اونم نباشه.
یکی از بازدیدکننده های وبلاگ می فرمودن
" حدس من اینکه که همسر شما از خودتونم بیشتر درک میکنه حالات شمارو
و نه تنها مطالب شما رو میفهمه، بلکه چیزی به اونها اضافه میکنه "

و منم به این حرف نخندیدم و نگفتم مگه از من بهتر هم هست؟
مگه کسی که از من بهتر ببینه و ...
چون میدونم که هست ! 
و اصلا برای هرکسی هم دست یافتنیه انگار !

" الهی در بسته نیست. ما دست و پا بسته ایم"

توو این وبلاگ آسمون داره خودش رو توضیح میده 
تا همسر آیندش، درست انتخاب کنه

و با جواب مثبت دادن بهش
اولا خودش رو دچار تنهایی نکنه
دوما آسمون رو هم به یک تنهایی عمیق فرو نبره

چون من تحمل تنهایی نوع سوم رو ندارم اصلا
و خب تحمل تنهایی نوع دوم رو هم همینطور

در مورد تنهایی دوم باید بگم که
برای همه سخته تحمل کردن این تنهایی 
اما شاید که برای من سخت تر با توجه به روحیاتم
یه پسر حساس و احساساتی با درد چشم و گوش
( درد گوش جدیدا داره به درد هام اضافه میشه )

ازدواج کنیم طوری که تنها نشیم !
چون ازدواج می کنیم که به آرامش برسیم.
و اصلی ترین معیار ازدواج همینه

رسیدن به آرامش ! و این یعنی تنها نموندن
یعنی تمام شدن تنهایی نوع سوم
تنهایی نوع دوم
و تنهاییِ کم اهمیت نوع اول !

یاعلی 





نوشته شده توسط :آسمون آبی
دوشنبه 7 آبان 1397-07:07 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر