تبلیغات
اینجا بخشی از آسمانِ آبی پیداست - قنـد بر لب
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

قنـد بر لب

با نام او

اتاق ما چهار تاعضو داره!
یه دکتری ترم 3 ! یه کارشناسی ترم 9 و دوتا ارشد ترم 1!
لرستان، همدان، کرمان و بنده هم گل سرسبدشون مازندران! :))
( گل سرسبد از لحاظ سرسبزی استانمون میگما )
امروز بین بچه ها دوتا بحث کوتاه شد!
که برام جالب بود و دلم خواست نقل کنم براتون!

ادامه مطلب...


حرفای من و دقتم به اطراف ، فلسفه بافی اضافی نیست
بلکه کشف قوانین و پیدا کردن اصول و و رمز هاست
حضرت علامه حسن زاده فرمودن
" ز هر بازیچه رمزی می توان ساخت " 
یه مقداری از " عادت " ها و روزمرگی ها بیایم بیرون
اطراف ما و در رفتار آدمها پر از این رموز و اصول و تجربه ها و درس هاست
و ای که طالب کنوز هستی بدون رموز چطور به مطلوب خواهی رسید؟
( کنوز جمع کنز هست به معنی گنج ها )
و بر هر کنز و گنجی ، رمزی هست و چه بسا رموزی!
بر هر صندوقچه ی گنجی ، رمزی نهاده شده که بدون رمز ره به کنز نخواهیم برد.


خلاصه 

این دوست درحال دکتر شدن ما، حدود 3،4 سالی هست که تهران زندگی می کنه
و این دوست ارشدی ما، مثل من تازه از شهرش جدا شده و اومده اینجا

بینشون حرفی شد که برام جالب بود
ارشدی به دکتری گفت 
فلانی رو دیدی ؟ اها گفته بودی دوستت نیست .
فامیلیش چی بود ؟
دکتری گفت
تو کسی که دوستت نباشه فامیلیشو می دونی؟
ارشدی گفت : بلاخره سلام و علیک که با هم دارید. 
دوستته دیگه .
دکتری گفت : سلام و علیک و ارتباط اینطوری که به معنی دوست بودن نیست.

بعد من که بالای تخت دکتری هستم
بهش گفتم وقتی شهرستان بودی هم نظرت همین بود؟
یا اینکه اومدی تهران و سالهاست اینجایی نظرت عوض شده ؟

دکتری درجوابم گفت
خب آره اومدم اینجا اخلاقم عوض شده! اما قبلا هم مثل ارشدی فکر نمی کردم

من گفتم آها پس زندگی توو این شهر اخلاق و نظرت و تعریفت از دوست رو تغییر داده 



مکالمه ی دوم بین دکتری و کارشناسی شد
دیشب اینجا یه مقداری باد شدید می اومد. و شهر تهران از این بالا خیلی واضح
دیده می شد. خیلی خوب و واضح بدون آلودگی .
اما صبح که پاشدیم بازم شهر آلوده بود و دیده نمی شد

کارشناسی گفت ، بیچاره اونایی که پایینن الان
دکتری گفت برای ما که سخت تره
اونا که پایینن، اصلا این هوا رو ندیدن 
بیچاره ماها که این هوا رو تجربه کردیم و بعد از دوران دانشجویی باید بریم پایین زندگی کنیم
و این برامون سخت تره

منم که باز اون بالا نشسته بودم
گفتم من که برمیگردم مازندران 
و از اینجا میرم جای بهتر
من که تحمل اینجا موندن رو ندارم.

دکتری گفت
اگر شمال یا مراکز استان ها کار باشه ماهم نمی مونیم

کارشناسی گفت
من هر کدوم از شهرای مازندران که کار باشه میرم

منم یخورده از مازندران گفتم که مثلا 
اگر تویه یه شهرش بعضی امکانات و چیزا نباشه
تویه شهر دیگش هست
مثلا بابل پزشکای خیلی خوبی داره و از ساری بخوای بری بابل برای ویزیت
40 یا 45 دقیقه راهه !
ینی خیلی کمتر از مسیر بی آر تی پارک وی تا چهار راه ولیعصر
یعنی تقریبا مترو تجریش تا دروازه دولت
:)))

دکتری گفت ماهم اینجا می مونیم چون پول هست

گفتم باشه
ولی تهه عمرت پشیمون میشی ازین انتخاب
اون موقعی که کلی پول استفاده نشده تویه حساب بانکیت داری
و اون موقعی که خونه ی با ارزشت و ماشین مدل بالات رو باید بذاری بری
اون موقع از زندگی دراین شهر برای پول پشیمون میشی

قبل ترش بهشون گفته بودم 
من حاضرم برم مازندران سوپر مارکت بزنم و توسط شبیه سازی آماری
فروشم رو بهبود بدم 
( منظورم این بود که از درسایی که خوندم تویه سوپرمارکتی استفاده کنم)
ولی اینجا نمونم


بعد از اون حرفای من در مورد پشیمون شدن
سکوت سنگینی بر اتاق حاکم شد
و قبلش کارشناسی لبخندی زد

نمی دونم در مقابل نظر بدرد نخور من سکوت کردن
یا برای انتخاب اشتباه خودشون و اینکه دفاعی برای اون نداشتن


این دوتا مکالمه ی ساده رو ساده نگیرید 
:))
چرا تن به انتخاب هایی میدیم که اشتباه بودنش روشنه برامون؟
چرا تن به روش زندگی ای میدیم که خودمون اشتباه بودنش رو درک می کنیم؟
چرا وقتی اعتراف کردی که این شهر و قوانین نانوشتش اخلاقت رو تغییر داده
و تو رو آدم سخت تر و محتاط تری کرده
باز هم میخوای به مسیر اشتباهت ادامه بدی ؟
چرا وقتی می دونی اونچه انتخاب کردی
در پایان عمر چند ده سالت به پشیمانی و به حسرت ختم میشه
و به ای کاش ها 
خب چرا داری ادامه میدی؟
چرا همچنان به سوی پایین دره ؟
آقاجان تو که با اندکی دقت و سوال پیچ شدن و تذکر 
اعتراف میکنی به اشتباهت و مسیر نادرست !
چه جالب که گاهی با حرف زدن و اقرار ، اعتراف می کنی
و گاهی با اون سکوت مرگبارت !
هردوش اعتراف کردنه 
اعتراف به این که میدانم اشتباست اما ادامه می دهم

البته نمی خوام بگم اونقدرا راحته که هر وقت فهمیدیم در حال طی مسیری هستیم که تهش 
پشیمونی به همراه داره
بکشیم بیرون ازش !

نه خیلی هم راحت نیست !

اما نذاریم غفلت بر ما مسلط بشه!
تکرار و تمرین و یادآوری اشتباه بودن مسیر
به نظرم بلاخره مارو نجات میده

نگذاریم فراموش کنیم که مسیر زندگی ما اشتباست
نگذاریم راضی بشیم که ما ناچاریم به طی کردن مسیر اشتباه
نگذاریم راضی بشیم که طی کردن مسیر اشتباه تقدیر ماست
و سرنوشت حتمی ما
نگذاریم یادمون بره که مسیر درست اینی که ما طی می کنیم نیست

همیشه دغدغه ی ما این باشه که به دنبال دور برگردون باشیم
بذارید یه جایی بلاخره بیاستیم و بگیم من دیگه این مسیر نادرست رو طی نخواهم کرد

بعد از نماز ظهر رو به قبله نشسته بودم و به این مطالب که امروز صبح اتفاق افتاد فکر می کردم

در مقابل دعای بسیار بسیار زیبایی از صحیفه ی سجادیه بودم
که ای وای  از غفلت
کارشناسی چند شب پیش میگفت
"دیدین یه وقتایی یه چیزی داریم ولی نمی دونیم؟
پدرم قند رویه لبش بود و دنبال قند میگشت!
عینک رویه سرش بود و دنبال عینک می گشت!"

داریم آب برای رفع تشنگی، اما همچنان آب آب گویان و تشنه 
به دنبال آب هستیم

عاشقیم و عشق عشق گویان به دنبالش می گردیم
و تصدیق می فرمایید کسی که عینک رویه سرش هست
و به دنبالش میگرده، هیچ وقت پیداش نمیکنه

دعاهای صحیفه ی سجادیه پر از آرامش 
و ما به دنبال آرامش

دعای صحیفه و نیایش با خداوند راهی برای مقابله با ترسها
و همچنان همراه به ترسهامون، به دنبال راهی برای از بین بردن اونها 
و خاطر جمع شدن و مطمئن شدن قلبهامون

دعاهای صحیفه پر از اطمینان قلب و راحتی دل
و ما با ناراحتی به دنبال چیزی می گردیم که آروممون کنه 
و دوای بیقراری ما باشه

قند بر لب و به دنبال قند هستیم !
آخر هم پیداش نمی کنیم
و یکی پیدا میشه که بگه 
آقای عزیز! قند که بر لبه 

بخشی از یکی از دعاهای صحیفه 
...
الهی
بهشت را جایگاه من ساز و مرا نیرویی بخش که بار خشنودی ات را به دوش کشم
و چنان کن که گریز من به سوی تو و رغبت من به آنچه نزد توست
مرا رهین منت هیچ گنه کار و کافری قرار مده
و برای او نزد من هیچ حق نعمتی، و برای من به او هیچ نیازی منه
بلکه آرامش قلب و دلخوشی و بی نیازی و کفایت کارم را تنها به خود و به بهترین بندگانت واگذار
خدایا ! بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا همنشین و مددکارشان ساز.
با اشتیاقی پر شور به وصالت و به جای آوردن آنچه دوست می داری و می پسندی
بر من منت گذار 
که تو بر هر کار توانایی، و بر آوردن این خواسته بر تو آسان است.


یاعلی



نوشته شده توسط :آسمون آبی
شنبه 17 آذر 1397-01:12 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر