تمامِ آســـــمون
چهارشنبه 27 دی 1396 :: نویسنده : آسمون آبی


با نام او

امروز داشتم فکر می کردم که باید یادم باشه به همسر آیندم بگم ...
در حال رانندگی باهام حرف نزنه .
حتی اگر اون حرف خیلی مهم نباشه.
چون معنی نداره که خانم حرف بزنه، ولی آقا به ایشون زُل نزنه.
ولی به ایشون گوش نده و حواسش نباشه که به خوبی واکنش نشون بده.
در حال رانندگی که با من حرف بزنه، نمی تونم نگاهش کنم.
اگر هم بخوام نگاهش کنم که خودمون رو به تصادف خواهیم سپرد.
رنگِ آرامش رو مردی خواهد دید که وقتی خانم داره براش چیزی رو تعریف میکنه
یا براش درد و دل میکنه، اون "شوق" به حرف زدن رو در چشمهای خانم بارها و بارها ببینه.
و چقدر اون زندگی جسمی بی جان خواهد بود که زن، "شوق و ذوق" حرف زدن  و تعریف کردن
برای همسرش رو نداشته باشه.
لازمه که گاهی خیره شد به چشمان همسر.
گاهی لازمه که بجای گوش دادن به حرفهای ایشون، به صدای ایشون گوش بدی.
بعد به خودت بیای و بگی میشه یه ربع آخر حرفاتو تکرار کنی؟
 من یه ربعه اینجا نبودم.

خلاصه اینکه حرف زدن موقع رانندگی ممنوع.
پرت کردن حواس به هر نحوی ممنوع.
حتی شما همسر عزیز.
!!!!












نوع مطلب : یادآوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

گر سینه شود تنگ
خــــدا با ما هست
گرپای شود لنگ،
خــــدا با ما هست
دل را به حریم عشق بسپار و برو
فرسنگ به فرسنگ
خــــدا با ما هست

مدیر وبلاگ : آسمون آبی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :