تمامِ آســـــمون
جمعه 10 فروردین 1397 :: آسمون آبی
با نام او



اولا فردا میلاد حضرت آقاجان، امیر المومنین هست.مبارک باشه برا همتون الهی.

روز مرد و پدر هم که هست!

هععععییی ! نه بابا شدیم ! نه مردِ هیچ خانمی شدیم!

یکی هم نیست بهمون تبریک بگه !


خلاصه اینکه خیلی مبارک باشه!

(خوش بحال اونایی که میرن اعتکاف)


ادامه مطلب...






"صدا کن مرا

صدای تو خوب است"


ازونجایی که من یخورده دیوونه به نظر میام، بعضی چیزا برام یه دفعه خیلی عجیب میشه.

یکی از چیزایی که برام عجیب شده خیلی وقته، چیزی به نام "صدا" ست.

بلایی که صدا ها، آواها، به سرم آدم میارن رو نمی فهمم.

نمی فهمم چرا بعضی صداها انقدر به یادت می مونن ، روت اثر میذارن.

چرا بعضی چهره ها انقدر روت اثر میذارن؟

عجیبه که از میون این همه صدای زیبا، صدای خاصی از ذهنت بیرون نمیره.

چرا میون این همه چهره ی زیبا، یکیشون به دلت میشینه.جذاب ترین و بهترین صورت میشه برات!

چطوره که وقتی دل آدم، به یه دل دیگه مربوط میشه

چهره و صورتش هرچی باشه، خاص میشه!

آوا و صوتش، برجسته میشه !

لحن و آوای اون، زنگ صداش، موسیقی کلامش

تکرار نمیشه هیچوقت. حتی اگر بارها و بارها بشنوی.

بعضی صداها، میشکنه آدم رو. بعضی صداها رو باید حفظ کنی.

نگه داری واسه روز مبادا. واسه روزای دلتنگی.

گوش کنی که دلت باز شه.

وقتی به یه صدایی گوش میدی، از همه ی دور و برت غافل میشی

اگر چشماتو می بندی، یه خبرایی هست تویه دلتا ! یه نسبتی داری با اون صاحب صدا.

گاهی دلخوشیت به یه صدای ضبط شدست.

به گوش کردن چندین و چندباره ی اون صدا.

و این آرزو که ای کاش این فقط یه صدای ضبط شده نبود.

و ادامه پیدا میکرد این آوا، تا آخرین لحظه ی دنیا.

چه آرزوهای متناقضی دارم من.

هم اینکه آرزو دارم که اون صدا ادامه پیدا کنه، حرفهای جدید بزنه.

حرفهایی که نگفته رو بگه .

و هم اینکه آرزو دارم که لحظه به لحظه ی اون صدا رو بارها بشنوم

تا بتونم تا جایی که امکان داره، بیشتر اون صدا و کلمه کلمه حرفاشو درک کنم


بعضی صداها؛ مسحورت می کنند

گرفتار و اسیرت می کنن. فرقی نداره که صداهای خوبی هستن یا نه

برای تو بهترین موسیقی دنیاست.

چه بد که ازون صدا، چندتا تیکه ی کوچولو داری برای گوش کردن.

تکرار شدن هر چیزی خوشایند نیست، اما وقتی تکرار شدن همین چندتا صدای ضبط شده

تنها چیزیه که داری، اونوقت میشه گفت : چه تکرار شیرینی.


میشه با صدات شعر بخونی؟ میشه نجوا کنی ؟ 

چرا وسط این حرف هات، یه بار صدام نکردی؟

یه بار اسمم رو به زبون میاوردی! همون طور که گاهی، یه "نگاه" می تونه مسیر رو عوض کنه

گاهی یه کلمه که ادا بشه هم، می تونه معجزه کنه.

می تونه نهیب بزنه به آدم.

شاید هنوز به  این معجزه اعتقاد نداری !معجزه ی صدا !

کاش یه بار با پیشوند " آقا" صدام میکردی

کاش یه بار با پسوند " جان " صدام میکردی

کاش یه بار با شوقِ شنیدن " جانم " از من، صدام میکردی!

"جان" ، چه کلمه ی عمیقی ! 

تکونم میدادا !

میشه صدام کنی ؟هنوز که دیر نشده !

میشه صدات کنم و جواب بدی ؟

میشه حرف بزنی؟ میشه حرف بزنی که فقط به صدات گوش کنم؟

از همه ی این دنیا بریده شم، بجز آوای تو ؟



گاهی به صدای خودم گوش می کنم.

با یه موزیک پس زمینه از کارن همایونفر.

گاهی به صدای تو گوش میدم.

بین صدای تو و من،  انگار تفاوتی نیست

ولی در واقع تفاوت خیلی زیاده.

چیزایی رو می شنوم و می بینم تویه صدات، که خودتم متوجهش نمیشی.

شعر بخون. حرف بزن. صدام کن 



امیدوارم حرف زدن با تو، شنیدن صدای تو،

تو که نزدیک ترینی به من تویه این دنیا

دیر نشه، حسرت به دلم نذاری.


همینطوری این بیت به ذهنم اومد


" او منتظر تا من بگویم، گفتنی های مگویم را

من منتظر تا او بگوید، وقت اما، وقت رفتن بود"



می خوام خطاب به همسر محترم آینده هم یه چیزی بگم

ولی خب اینطوری نمیشی.

باید بعدا حضوری خدمت شما توضیح بدم.

شما فعلا به فکر هدیه ی روز مرد باشید تا بعدا ببینیم چطور میشه

جوراب نانو بخرید برای بنده، از جیب پدر محترمتون.

بعدا بهم برسونید. 


0:14






یاعلی











نوع مطلب : دل گفته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




گر سینه شود تنگ
خــــدا با ما هست
گرپای شود لنگ،
خــــدا با ما هست
دل را به حریم عشق بسپار و برو
فرسنگ به فرسنگ
خــــدا با ما هست

مدیر وبلاگ : آسمون آبی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :