تمامِ آســـــمون
سه شنبه 14 فروردین 1397 :: آسمون آبی
با نام او




یه بخشی از کتابی رو در ادامه ی مطلب براتون آوردم! 
توصیه می کنم حتما مطالعه بفرمایید .



ادامه مطلب ...


(( انسان باید در چند مورد از اقسام طهارات ظاهری توجه زیادی داشته باشد؛ 
یکی از آنها طهارت بدن از جنابت است.
 تا جائی که مواظب باشد حتی با بدن جنب به رختخواب نرود و نخوابد.
 بعضی از عزیزان رزمنده ی ما در ایام جنگ خاطرات بسیار خوشی را در این بخش از خودشان به یادگار گذاشته اند.
 امکان نداشت رزمنده ای شب جنب شود و تا صبح با جنابت به سر ببرد. 
حتی در هوای سرد زمستان منطقه بهمنشیر، خود را در آن رودخانه تطهیر می کردند.
طهارت ظاهری بدن باعث می شود که بدن معتدل شود و انسان در امور ظاهری بدن افراط و تفریط نکند
 تا آنجا که باعث می شود نفس نیز به اعتدال راه پیدا کند.
آنچه مهم است این است که تاثیر نامطلوب جنابت بر روح شخص بسیار شدید است
 لذا در رفع این ناپاکی باید خیلی دقت شود.
دیگر این که انسان سعی کند خود را در مقابل اشیاء عالم برهنه نکند، 
در مقابل آفتاب و ماه و حیوانات و نظایر این ها خود را عریان نگه ندارد.
 زیرا علاوه بر اینکه این موجودات شعور دارند همچنین با انسان مراوده ی شهودی نیز دارند.
همین طور پدر و مادر نیز باید آگاه باشند و مراعات بسیاری از مسایل را در مقابل فرزندشان بکنند.
 مجامعت پدر و مادر در کنار گهواره ی فرزند یا کودک خردسال یا فرزندی که در خواب است، بسیار تاثیر گذار می باشد. 
به همین دلیل روحیه ی بسیاری از فرزندان از همان دوران ابتدایی خراب می شود.
چه بسا فرزند در دوران کودکی حتی در لحظاتی که خواب است روحیه و حالی را از پدر و مادر بگیرد که دیگر نشود 
با هیچ معلمی در دبستان و دبیرستان و با هیچ منبری در مسجد و حسینیه آن را تطهیر کرد.
 این جا دیگر مسئولیت بر گردن پدر و مادر است.
مادری که قصد به مستراح بردن فرزند کودک خود را دارد باید مواظب باشد کودک رو به قبله یا پشت به قبله نباشد که اگر چنین دقتی نکند فعل حرامی را مرتکب شده و این فعل بر کودک تاثیر گذار است.
البته در روایات آمده است که اگر کودکی برای ادرار کردن، خود به سمت قبله نشست،
 کاری به او نداشته باشید چون او نمی فهمد، اما اگر صلاح دیدید راهنمایی اش کنید.
 همه ی این ها باعث می گردد که نفس کودک معتدل شود و آهسته  آهسته جان او به طرف طهارت روحی پیش برود.))
کتاب : شرح مراتب طهارت
استاد صمدی آملی

یخورده توضیح :
کتاب خیلی خوبیه ! اکیدا توصیه می کنم به خوندن این کتاب.
اگر هم با خوندن کتاب مشکل دارید، سخنرانی های  این کتاب رو می تونید دانلود کنید

که خوب گوش کردن رو بیشتر توصیه می کنم! اگر هر دو بود که بهتر!
"حرفها را باید دید و شنید " 

تازه بعد از خوندن این کتاب یا گوش دادن به این صوتها، یخورده افق دید انسان وسیع تر میشه 
که ببینه تویه عالم چه خبره !
تازه کم کم متوجه میشی که وقتی علامه حسن زاده فرمودن" آن خدایی که تو پرستی، نه خدایِ حَسَن است" یعنی چی !
شعار نیست این حرفا ! حداقل خودم تجربه کردم ! حداقل خودم دیدم!
 انسان با " علم " ساخته میشه ! وقتی با علم و آگاهی بیشتر خودت رو ساختی
حالا نیازهای بزرگتری احساس میشن، استعدادهای بیشتری رو در خودت پیدا می کنی، و به راه میافتی برای 
پاسخ دادن به اون نیازها و شکوفا کردن اون استعدادها! دردهای جدید گُل می کنند، درمان های جدید طلب خواهی کرد.
نمی خوام بگم دیگه خواسته های کوچیک نداری! نخیر! داری ! 
با اینکه نیازها و خواسته های بزرگ و کوچیک هر دو جلوی چشمات هستن و دلت میخواد هردو رو
اما میزان "علم و آگاهی" باعث میشه که یکی رو بیشتر ببینی، و اون یکی محو بشه کم کم.
نمیگم حذف میشن، نابود میشن ! اما نا دیدنی و محو میشن! کم اهمیت میشن.
در حال حاضر یه قسمتی از کتاب "رشد" از علی صفائی(عین.صاد) ، تصویر پروفایل تلگراممه.
اونجا مطلبی که ایشون میخوان بفرمایند اینه که ، تا حالا نشده وقتی داری میری به یه مهمونی، لباس های فاخر پوشیدی
شیک و پیک کردی، یه سری بچه ببینی که دارن توپ بازی می کنن ؟ خب چرا تو نمیری باهاشون بازی کنی ؟
با خودت میگی من دعوت شدم به یک ضیافت، لباس پوشیدم و آماده شدم برای این مهمانی.
وقت و فرصت این رو ندارم که بخوام با بچه ها بازی کنم، اگر هم وقت اضافه داشتم، برای کار مهمتری از 
توپ بازی و گل کوچیک صرف می کردم.
ایشون می فرمایند : "اینها کاری دارند و هدفی دارند و این است که مشغول نمی شوند و سرگرم نمی شوند.سرگرمی برای بیکاره هاست.بازی برای آواره هاست و آنها که جایی دارند و آنها که کاری دارند و آنها که به مهمانی دعوت شده اند و لباس ضیافت پوشیده اند،دیگر با توپ ها و با بازیچه ها کاری ندارند. اینها نه بازیگرند و نه بازیچه و نه تماشاچی.
اینها رهرو هستند و به تحرک ها رسیده اند و از تنوع ها گذشته اند."

خلاصه اینکه نمی خوام بگم، آدم تویه بچگی نباید ، بچگی کنه.
نباید آرزو های کوچیک و ریزه میزه داشته باشه. نباید دلخوشی های کوچیک داشته باشه.
ولی حرفم اینکه حتی اگر به اون آرزوهای کوچیک نرسیدی ، عقده شد و دفن شد 
جلوی این ضرر رو همین جا بگیر. نذار امتداد پیدا کنه در کل عمرِ زندگیت
حالا که فصل اون شیطونی ها و بازی ها گذشته
هنوز مشغول اونها نباش، رشد کن و حالا به چیزای جدید فکر کن
به استعداد ها و ضیافت های جدید !
نگاه به عقب و پشت سر نداشته باشیم. بلکه بالاتر، توقف هم نداشته باشیم.
البته به این سادگی ها هم نیست !

اما

"تا شقایق هست، زندگی باید کرد"

(مخاطب این حرفها هم خودم هستم
میگن موعظه قلب رو زنده میکنه ! نوشتم که خودم هر از گاهی بیام و بخونم!
خودم واعظ باشم برای خودم )


یاعلی







نوع مطلب : کتاب، یادآوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 فروردین 1397 12:12 ق.ظ
چشم،همش قشنگ بود واقعا، مخصوصا حرفای استاد صمدی آملی
آسمون آبی الهی شکر
سه شنبه 14 فروردین 1397 11:16 ب.ظ
Kheili qashang bood
آسمون آبی ممنون.
لطفا دفعات بعدی بفرمایید دقیقا کجاش قشنگ بود.
چون وقتی به صورت کلی گفته میشه، خیالات برم میداره که اونچه من نوشتم، قشنگ بوده،درحالی که شما منظورتون اون قسمت های کتابها بوده.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




گر سینه شود تنگ
خــــدا با ما هست
گرپای شود لنگ،
خــــدا با ما هست
دل را به حریم عشق بسپار و برو
فرسنگ به فرسنگ
خــــدا با ما هست

مدیر وبلاگ : آسمون آبی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :