تمامِ آســـــمون
چهارشنبه 15 فروردین 1397 :: آسمون آبی
با نام او


یه بخشی از یک کتاب رو در ادامه براتون آوردم
مطالعه بفرمایید  





ادامه مطلب ...





((  خداوند همواره در حال تکامل خلقت درونی و بیرونی شماست.
او پیوسته با شما مشغول است.
هر آدمی یک کار در حال پیشروی است که آرام آرام و پیوسته در حال رسیدن به تکامل است.
هر یک از ما یک اثر هنری هستیم که بی صبرانه منتظریم و هم زمان تلاش می کنیم به تکامل برسیم.
خداوند به هر یک از ما جداگانه رسیدگی می کند؛ زیرا بشریت تابلوی زیبایی از خوشنویسی است 
هر نقطه در آن در تکمیل طرح نهایی اثر ویژه ای دارد.))

کتاب ملت عشق
از الیف شافاک

بازم یخورده توضیح:
این کتاب رو در مطالب قبلی معرفی کردم، 
بازم میگم که این کتاب روایتی هست از قصه ی آشنایی شمس تبریزی و مولانا
از دیدگاه نویسنده و روایت زندگی یک خانم در امریکا ! خانمی که ازدواج کرده، سه فرزند داره
شوهر پولدار و زندگی مرفه، اما به دنبال گمشده ی زندگیش، یعنی "عشق" میگرده و در این میان
بواسطه ی شغلش، مطالعه و بررسی رمان "کفر شیرین" از ع.ز زاهارا که قصه ی شمس و مولانا هست 
رو بر عهده میگیره و زندگیش دچار تحولاتی میشه ...
(البته هنوز تمومش نکردم کتابو  )
این چند خطی که از کتاب براتون آوردم، یکی از قواعد چهل گانه ی شمس تبریزی هست که تویه کتاب اومده.


بذارید بازم از فیلم " کتاب قانون " براتون نقل کنم.
اگر فیلم رو ندیدید،(که اگر ببیند خیلی هم خوبه، هم یه جاهاییش طنز و سرگرم کننده 
و هم خیلی جاهاش قابل تامل)
خلاصه ی داستانش اینه که پرویز پرستویی، با یه دختر مسیحی فرانسوی که تویه لبنان زندگی میکنه
ازدواج می کنه ! بعد دختری که تازه مسلمون شده، میاد ایران و می بینه که خیلی از به ظاهر مسلمونا 
اصن به دستورات قرآن عمل نمی کنند. یکی از جاهایی که تذکر میده به دیگران و باعث دلخوری دیگران میشه
پرویز پرستویی اون خانم رو، با اسم قبلیش یعنی ژولیت صدا می کنه !
و آمنه خانم در جوابش میگه :
(( کرم ابریشم از پیله که بیرون آید
دیگر نامش کرم نیست،
پروانه است رخمان ))

اونها که بعد از مدتی اسراف و ظلم در حق خودشون
به مسیر حق برمیگردن، رو بپذیرید. باورشون کنید.
طرد نکنید اونها را . البته باید امتحانشون رو پس بدن، باید گذشته رو جبران کنن
ولی وقتی برگشتن، دیگه پروانه صداشون کنید. دیگه مثه پروانه رفتار کنید باهاشون
دیگه به عنوان یه پروانه ی آزاد و رها، بپذیرید اونهارو.
بله گذشته ها از بین نمیرن . ولی محو میشن. ولی تبدیل میشن.
 پروانه با حرکتش از نقص به سوی کمال، دیگه اون موجود قبلی نیست.
هم دیگران رو باور کنید و هم خودتون رو.
اگر مدتی در حق خودمون ظلم کردیم، اگر مدتی هر طور که خواستیم عمل کردیم
حالا که نعمتِ بیداری که شامل حال هر فردی نمیشه رو خدا بهمون بخشیده، قدر بدونیم
اگر پروانه بودن رو آرزو دارید، پس به سمتش حرکت کنید.
مبارزه کنیم در راه عشق.
مبارزه در راه عشق، ما را دگرگون خواهد کرد، از بیرون و از درون.
وقتی پروانه شدید، دیگه حق ندارید خودتون رو با اسم اون موجود قبلی صدا کنید.

((کرم ابریشم از پیله که بیرون آید
دیگر نامش کرم نیست،
پروانه است))

خداوند پیوسته در حال تکامل ماست! به روش های مختلف!
علامه حسن زاده فرمودند :(( جهنم ادبستان خداست))
جهنم برای تطهیر آفریده شده.( البته متاسفانه اون قدر برامون بد حرف زدن که فکر می کنیم جهنم  یعنی شعله های آتش
که سر به فلک کشیدن! آتش در درون ماست! جهنم و بهشت خودمون هستیم.
آتش حسرت و دیدن اینکه چه استعداد هایی داشتیم و حیف و میل کردیم
اینکه به کجا می شد رسید اما معطل کردیم خومون رو و ... ، در درون خودمون شعله خواهد کشید. 
"این زمان بگذار تا وقتی دگر ")
 جهنم برای تحقق پیدا کردن اون آیه ی پرمغز هست که
انا لله و انا الیه راجعون.
برگشتن به سمت خدا، تقدیر ماست. خدایی شدن تقدیر همه ی ماست.
(بازگشت که فقط مرگ نیست، خیلی معانی می تونه داشته باشه)
منتهی خودمون می تونیم به این بازگشت، سرعت بدیم.

تویه مطالب قبلی گفتم که خدایا ! هر طوری که باشم
صدات خواهم کرد! 
هیچ وقت نا امید نمی شم.
می دونم که بیداری و پشیمانی اولین قدم برای طی کردن راه رسیدن به توست.
همین که بیدار شدم! همین که خطاها رو می بینم! حساب و کتاب میکشم از خودم.
همین که "بیزار" بودنم از انجام کارهای زشت رو ابراز می کنم و هنوز می بینم که
من و قلبم به تو تعلق داریم، این یعنی هنوز تو دلت میخواد برگردم.
خدایا ، تویه رابطه ی ما، اونی که مشتاق تره تویی.
آقاجان صمدی فرمودن :
" تا آقا و کریم و رب، گدا گدا نکنه
فقیر نمی تونه خدا خدا کنه"

کمکمون کن که دلمون عرش و منزلگاه تو باشه.
هب لی کمال الانقطاع الیک.

الهی
همه ی قلبهایی که متوجه تو شدن، همه ی قلب هایی که از گذشته پشیمان شدن
همه ی قلب هایی که هوس پروانه شدن دارند، آرزوی پروانه شدن دارن، دعای پروانه شدن دارن
رو مورد لطف و رحمتت قرار بده، زیر پر خودت بگیر مارو
خودت شوق پروانه شدن رو در جانِ ما قرار دادی
خودت هم با لطف و رحمت بی پایانت، از پیله بیرونمون بکش .
" به جبر هم شده ما را سر به زیر کن
خیری ندیده ایم ازین اختیار ها "

مناجات شب سال تحویلم با تو رو ، زیر نور مهتاب ، با چشمای خیس
ضبطش کردم و بهش گوش میکنم بارها و بارها ...
تا یادم بمونه که کی هستم و به کجا تعلق دارم! تا گم نکنم مسیرم رو ...

السلام علیک یا اُماه، یا فاطمه الزهراء


یاعلی






نوع مطلب : کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




گر سینه شود تنگ
خــــدا با ما هست
گرپای شود لنگ،
خــــدا با ما هست
دل را به حریم عشق بسپار و برو
فرسنگ به فرسنگ
خــــدا با ما هست

مدیر وبلاگ : آسمون آبی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :