تبلیغات
اینجا بخشی از آسمانِ آبی پیداست - ماه مهمانی خدا
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

ماه مهمانی خدا

با نام او




تشریف بیارید ادامه مطلب


....

اول اینکه 
ماه رمضون چقدر خوبه! 
یه خورده مثل این آدمهای متعارف از بندِ شکم که خودتو رها کنی
ازین افطار و سحر های سنگین و رنگین!
می بینی چه حسی خوبیه وقتی نمیخوری!وقتی تشنت نمیشه!
حس می کنی الان خیلی بزرگتر شدی! وقتی خودت رو وابسته به نون و آب نمی بینی
خیلی احساس بهتری داری! 
چون شبیه خدا میشی ! شاید یکی از اسرار ماه رمضون هم این باشه.
ولی خب متاسفانه بعضی با پرخوری سر افطار و سحری، این حس خوب رو از خودشون میگیرن.
آدم یخورده اگر فکر کنه، می بینه که خوردن و آشامیدن وبال گردنش هستن
به قول اون شاعر 

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

 خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم 


اونا که روزه نمی گیرن یا اینکه روزه رو با بعضی رفتارهاشون خرابش می کنن

نمی دونن از چی دارن محروم می کنن خودشون رو!

شبیه خدا شدن چی مَزه داره

(اینو با لهجه ی مازنی بخونید ! "مزه" رو بدون تشدید تلفظ کنید)


دوم

می دونی چقدر دوس دارم سر سفره ی افطار ببینمت!؟

می دونی چقدر لذت بخشه که می بینم ضعف کردی ؟ می بینم لب هات از خشکی بهم چسبیده؟

می بینم حتی صدات تغییر کرده ؟ سفیدی چشمات تغییر کرده ؟

می دونی چقدر حس خوبی بهم میده وقتی رنگ پریدگی صورتت رو می بینم؟

دوس دارم بهت بگم بیا و دست منو فشار بده ! وقتی می بینم جونی تویه دستات نیست

دلم می خواد خداروشکر کنم!

می دونی وقتی اولین لقمه ها رو میخوری و تشنگیت رو رفع می کنی، چه احساس خاصی بهم دست میده؟

اینا شعار نیست! دارم از اونچه در قلبم میگذره حرف میزنم!

واقعا دوس دارم تماشات کنم !

تو واسه خاطر معشوق دیگری خودت رو تویه سختی انداختی، به دستور اون از حلال دست کشیدی

و الان به دستور اون داری میخوری ! 

من به این عشق تو نسبت به معشوق دیگه، حسادت که نمیکنم

بلکه لبخند زنان تماشات می کنم و بیش از پیش احساس می کنم دوست دارم !

عجیبه نه ؟ با معادلات خیلی ها جور در نمیاد !

از اینکه ساعاتی رو شبیه به خدا بودی، احساس نشاط می کنم و به خودم می بالم.

هرچی بیشتر شبیه خدا باشی

با خیال راحت تری می تونم صدات کنم " الهه" 

باید این کلمه رو برات توضیح بدم! به وقتش ان شاءلله ...


سوم

امشب بعد از اذان مغرب، رفتم بیرون به نیت اینکه ماه رو ببینم!

ولی دیدم ماه و ستارش کنار هم هستن!

یه ستاره ی درخشان و خیلی زیبا

کنار هلال ماه !

نظرم سمت ستاره جلب شد و بهش گفتم

یعنی میشه تورو یه روزی از نزدیک ببینم ؟

آخه تو که از دور انقدر آرامش بخشی،

میشه مقابلت وایستم و بهت خیره شم؟

تو که از اون دور دورا، اینطور حال منو عوض می کنی

منو از خودم بی خود می کنی

به تکاپو وادارم می کنی

پس از نزدیک چطور ؟

متوجه حرفای من نمی شید نه ؟ طبیعیه!

من در حال نوشتنم...اما کلماتم رو از شما پنهان می کنم چون ...

الهی ماه و ستاره ی دور افتاده ی از هم نشیم !

و عشق قافیه اش گرچه مشکل است اما 

خدا اگر که بخواهد ردیف خواهد شد...!!


یا علی




نوشته شده توسط :آسمون آبی
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397-08:57 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر