تمامِ آســـــمون
چهارشنبه 2 خرداد 1397 :: آسمون آبی
با نام او



چه کسی گفته همه ی پسرا شلخته و بی نظم هستن؟
اصن کی گفته وقتی یکی یا چندتا پسر تویه یه خونه ای تنها زندگی کنن
اون خونه میشه بازار شام؟
کی گفته پسرا نمی تونن از پس تنها زندگی کردن بر بیان؟
کی گفته وقتی پسری تنها شد خونه بهم میریزه و پر از آت و اشغال میشه؟
کی گفته پسرا بلد نیستن آشپزی کنن و همش نیمرو و املت می خورن ؟

خب هر کی گفته ... درست گفته !

البته در مورد بعضی پسرا درست گفته !
در مورد من اشتباه زده !


ادامه مطلب ...





از قدیم گفتن مادرو ببین، دخترو ببر !

به نظرم بد نیست بگن،  مادرو ببین، به پسر بله بگو !
پسرو ببین، از مادرش تشکر کن که براش وقت گذاشته
مادرو ببین، پسر رو هم بر دار ببر !
( یعنی اگر یه مادر خوبی دیدی، یه جوری قاپ پسرش رو بدزد  )
همسر آینده ی من باید واقعا از مادرم تشکر کنه!
جدا از اینکه من خیلی از اخلاق و رفتارام از بدو تولد به مادرم کشیده
ایشون "ادب" کرده منو! یعنی بهم خیلی چیزا یاد داده!
نه اینکه خیلی بخواد مثلا با امر و نهی بهم یاد داده باشه.
من خودم از رفتارهای خوبش، از نظم و ترتیب و مسئولیت پذیری و دلسوزی و مهربونیش
یاد گرفتم ! دیدم چقدر خوبه اینطوری بزرگ شم
اینطوری باشم مثل مادرم ! بی کینه ! بی شیله پیله !
و ... ( تویه اون مطلبی که در مورد مادر می نویسم ان شاءالله کامل تر میگم)
دیدم چقدر خوبه اینطوری رشد کنم.
همین طور در مورد پدرم.

ولی خب سعی کردم دیروز تاحالا همه چی مرتب باشه
البته من آدم پرخوری نیستم، واسه همین خیلی نیاز به آشپزی ندارم
یعنی یخورده فرنی (که عاشقشم) برام درست کردن ایشون(هرچند خودم بلدم درست کنم)
و همون رو برای افطاری می خورم . یه مقداری هم الویه و ...
همون قدر که به پرخوری در مورد غذا ها علاقه ندارم
میـــــــــــوه خیـــــــــــــلی دوس دارم ! از هر نوعی ! به هیشکی نه نمی گم !:))
هرکی که میوه رو باهاش تقسیم کنم، یعنی خیلی دوسش دارم ! 
واسه همین قبل از رفتن، چند نوع میوه خریدن و انبار کردن تویه خونه که من کمبودی نداشته باشم

یه مقداری قرمه سبزی هم برام درست کردن !
( راستش تاحالا سعی نکردم هیچ خورشتی رو یاد بگیرم ) 
اما خب برنج پختن رو به صورت حرفه ای بلدم !
در سوابق کاریم 
لوبیا پلو، باقالی پلو، ته چین مرغ، کــــَیی پِلا و ...
به چشم میخوره !
ماکارونی درست کردن هم کاری نداره! ولی خب فعلا بلد نیستم. :))
خلاصه اینکه خونه الان کاملا مرتب و منظم هست

فقط با توجه به اینکه ماه رمضون هست
و باید در مصرف انرژی صرفه جویی کرد
من همه بند و بساطم رو آوردم تویه حال و پذیرایی جلو تلویزیون !
:))
یعنی لپ تاپ و اسپیکرها و کتابای درسی و غیر درسی و جزوه ها رو آوردم جلو تلویزیون !
پخش و پلا نیستا!
فقط یه مشکلی دارم ! اینکه مودم تویه اتاق دیگست و برای روشن و خاموش کردن او
انرژیم هدر میره ! 

آخه مرد زندگی نباید بخاطر این چیزا خانمش رو حرص بده !
دو سه روز پیش، تویه دانشگاه، یه پسر و دختری روی چمن ها نشسته بودن! 
بعد دختره با صدای بلند، طوری که من میشنیدم کاملا میگفت
" ببین دقیقا کارهایی که تویه دنیا ازشون بدم میاد و حرصم میده رو انجام میدی
مثلا شلخته بودنت ! هورت کشیدنت ! آب رو سر کشیدنت ..."
باور کنید میخواستم برگردم و به پسره بگم 
داداش؟ بی وجدان ؟  آخه اینا چیه که تو با اینا دختر مردم رو حرص میدی 
نکن این کارا رو !
خداروشکـــــــــــــــر من با این چیزا شما رو حرص نخواهم داد همسر محترم!
ازین اخلاقای نا مناسب ندارم ! 
اتفاقا تا یه حدی تویه این زمینه ها حساسم و اگر شلوغی و شلختگی ببینم
و سر کشیدن آب و بد غذا خوردن  ... بی موالاتی ببینم ، اعصابم بهم میریزه !
امیدوارم شما اینطوری نباشی که اصلا و ابدا برای یک خانم شایسته نیست .



اذان شده ! بریم پی نماز !
قبول باشه هر جایی هستی !






نوع مطلب : وقایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




گر سینه شود تنگ
خــــدا با ما هست
گرپای شود لنگ،
خــــدا با ما هست
دل را به حریم عشق بسپار و برو
فرسنگ به فرسنگ
خــــدا با ما هست

مدیر وبلاگ : آسمون آبی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :