تبلیغات
اینجا بخشی از آسمانِ آبی پیداست - یه جوری که بشه تعریفش کرد ...
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

یه جوری که بشه تعریفش کرد ...

با نام او


تویه مطالب قبلی گفتم که دوس دارم قبل از ازدواجمون
یخورده غصه بخوریم ! یه خورده قصه داشته باشیم ...

مثه پدر و مادرم، یه داستان عاشقانه داشته باشیم
البته نه مثل اونا 14 ساله !
دیگه از سن ما گذشته ...
ولی می دونید چیه !؟ قصه ی عاشقانه ی قبل از ادواجمون
اگر که بود
باید طوری باشه که بتونید واسه دخترمون تعریف کنید
بتونم واسه پسرمون تعریف کنیم ... 
باید طوری رفتار کنیم ، که بتونیم به فرزندانمون اجازه بدیم
مثل ما رفتار کنند
اگر نشه اون داستان رو تعریف کرد
اگر باید با سانسور و تقطیع اون داستان رو تعریف کرد
به نظرم باید از الان اصلاحش کرد
می تونیم طوری رفتار کنیم که با شهامت بشه ازش دفاع کرد
قصه ای که اگر بچه هامون تصمیم گرفتن الگو بگیرن ازش
و اگر همون طوری مثل ما عمل کردند
ما بازخواست شون نکنیم ! 

( چه عجب یه مطلب کوتاه هم نوشتیم :)) )

یا علی



نوشته شده توسط :آسمون آبی
دوشنبه 14 خرداد 1397-11:19 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر